|
قد تبین الرشد من الغی کتابخانه الکترونیک قرآنی
|
دلیل عقلی بر اینکه قرآن از جانب خداست
قرآن نسخه هدایت بشر است که آیات آن هم مطابق فطرت و عقل بشر و هم بر اساس منطق و استدلال میباشد به گونهای که مفسران یکی از منابع تفسیر قرآن را عقل میدانند براهین مختلفی که در این کتاب الهی به چشم میخورد شاهد گویایی بر این مدعاست، بررسی ویژگیهای قرآن و آورنده آن هر عقل سلیمی را به این حقیقت متوجه میسازد که قرآن کتابی است از جانب خداوند حکیم و گفتار بشر نیست با استعانت الهی و با رعایت اختصار به پارهای از ادله عقلی در این زمینه میپردازیم. 1. تحدّی یا مبارزهطلبی قرآن قرآن دیگران را به مبارزهطلبی و همانندآوری دعوت میکند این دعوت که در اصطلاح «تحدّی» نام دارد مشتمل بر قیاس و برهان است بدین گونه که «لو کان هذا الکتاب من عند غیر الله لامکن الاتیان بمثله، لکن التالی باطلٌ فالمقدم مثله»، اگر این کتاب، کلام الله نباشد پس کلام بشری است و اگر بشری باشد شما هم که بشر هستید باید بتوانید مثل آن را بیاورید، اگر شما توانستید مثل آن را بیاورید بشری بودنش اثبات میشود و اگر نتوانستید معلوم میشود که بشری نیست و اعجازی است که هم اثبات کننده رسالت آورنده آن و حقانیت قرآن است.[1] این تحدّی گاهی به کلّ قرآن[2] گاهی به ده سوره[3] و گاهی به یک سوره[4] است که گویای تخفیف برای همانندآوران است. انگیزه همانندآوری در مخالفان و ناتوانی آنان این در حالی است که مخالفان قرآن بیشترین انگیزه را برای همانندآوری قرآن داشتند آنان اهل فصاحت و بلاغت، متعصب نسبت به آداب و رسوم خویش به ویژه فرهنگ بتپرستی و قومی لجوج و سرسخت و متکبر بودند، قرآن آداب و رسوم آنان را نادرست[5] و بتپرستی را امری خرافی میداند.[6] و فخرفروشی آنان را نکوهش میکرد.[7] در عین حال آیات تحدّی آنان را به همانندآوری قرآن ترغیب و تشویق میکرد و پذیرش و عدم پذیرش قرآن را با سعادت و شقاوت جاودانه پیوند میداد،[8] تشویق به کمک گرفتن از کلیه نیروهایی که میتوانند در همانندآوری قرآن نقشی ایفا کنند[9] دروغگو پنداشتن در صورت ناتوانی[10] و دهها انگیزه دیگر.[11] کتب تاریخ و علوم قرآنی افراد متعددی را ذکر میکنند که در صدد همانندآوری قرآن برآمدهاند که خود با بررسی قرآن به عجز خویش پی بردهاند یا به آوردن چیزی شبیه قرآن دست یازیده ولی نمونههایی را ارائه دادند که موجبات رسوایی خویش را فراهم آورده و عدم توانایی بشر را از همانندآوری اثبات کردهاند.[12] این همانند خواهی و مبارزهجویی یک دعوت جهانی و تاریخی است و اکنون نیز این دعوت فراروی جهانیان است و میتوانند به جای گزینش هر جنگ نظامی و اقتصادی و... به دعوت قرآن پاسخ دهند. این دلیل عقلی علاوه بر اثبات اینکه قرآن از جانب خداست همچنین ثابت میکند که قرآن موجود همان قرآن مُنزل است که هیچ کس را یارای مبارزه با آن نیست و اگر کسی هم درصدد چنین کاری برآمده خود را رسوا کرده و عجز خود را اثبات نموده است. 2. هماهنگی آیات از جمله ادلّه حقانیت و خدایی بودن قرآن هماهنگی و عدم اختلاف بین آیات است قرآن در این باره میفرماید: «اَفلا یتدبّرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً[13] آیا در قرآن تدبر نمیکنند و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلاف بسیار مییافتند قرآن طی 23 نازل شده است در مکانهای مختلف و در زمانهای گوناگون و در حالتهای مختلف، گاهی در حال سختی و صعوبت و گاهی در حال سهولت و آسانی، گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاه در فقر و فلاکت و گاه در پیروزی و جمع غنائم جنگی، گاهی در سفر بوده گاهی در حضر، گاهی در مکه و گاهی در مدینه، زمانی در برخورد با دشمنان و زمانی در رابطه با دوستان کتابی که در این شرایط گوناگون نازل شود و هیچ اختلافی در آن نباشد قطعاً معجزه و از جانب خداست، این آیه کریمه از طریق قیاسی استثنایی اعجاز و حقانیت قرآن را ثابت میکند «مقدم» این قیاس «و لو کان من عند غیر الله» است و «تالی» آن «لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً». میفرماید: شما هر چه که در قرآن تدبر کنید و تفحص نمایید نه تنها اختلافی در آن نمیبینید بلکه سراسر آن را هماهنگتر و منسجمتر مییابید پس «تالی» قیاس که وجود اختلاف است باطل است و اگر «تالی» باطل بود بطلان «مقدم» نیز روش میشود یعنی قرآن کتاب بشری نیست بلکه کلام الله و کتاب الله است.[14] این هماهنگی و جامعیت قرآن توجّه اندیشمندان غربی را به عظمت این کتاب آسمانی معطوف داشته است. جرج ولز ـ هربرت نویسنده بزرگ انگیسی میگوید: «قرآن کتاب، علمی، دینی اجتماعی، تهذیبی، اخلاقی و تاریخی است، مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین و مقررات دنیای امروز هماهنگ و برای همیشه کتاب عمل است.[15] لئون تولستوی نویسنده شهیر روسی تعلیمات روشن و فراگیر قرآن را میستاید و میگوید: قرآن مشتمل بر تعلیمات روشن، آشکار و سهل است و عموم افراد بشر از هر طبقهای میتوانند از آن بهره گیرند.[16] ارنست رنان فرانسوی مجذوب کمال و معانی والای قرآن است او چنین میگوید: در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همه آنها را بیشتر از یک بار مطالعه نکردهام و چه بسا کتابهایی که فقط زینت کتابخانه من میباشند ولی یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت میخواهم درهایی از معانی و کمال بر روی من باز شود آن را مطالعه میکنم و از مطالعه زیاد آن خسته نمیشوم این کتاب، قرآن کتاب آسمانی مسلمین است.[17] این هماهنگی در آیات، قوانین پیشرفته و معانی والای آن که همه اندیشمندان اعم از مسلمان و غیر مسلمان را شیفته خود کرده است دلیل عقلی دیگری به حقانیت قرآن است که قرآن از سوی خدا نازل شده است. 3. اعجاز در قلمرو لفظ و ساختار ظاهری متن به نظر تمام ادیبان و سخنشناسان عرب، قرآن در فصاحت و بلاغت (زیبایی و رسایی) بیمانند است. ساختمان ترکیبی کلمات آن و سبک بدیع و اختصاصی آن نه سابقه داشته است و نه تقلیدپذیر ترنّم و آهنگ شعر را با خود همراه دارد، بشاراتش آرامبخش روان و هشدارهایش بیدارگر و غفلتزداست لکن تخیّل و وزن و قافیه را بر خود نبسته است نزول قرآن مقارن با شکوفاترین عصر ادبی عرب و روزگار اوج فصاحت و بلاغت اوست.[18] در عین حال تمام سخنشناسان و سخنسرایان در مقابل اوج ادبی قرآن زانوی تواضع زدهاند، با اختصار به پارهای از عناصر که باعث زیبایی و رسایی وجه ظاهری و سیمای برونی قرآن کریم شده است اشاره میشود: 1. استواری و درستی واژهها؛ 2. خوشآهنگی واژهها؛ 3. ادب در گزینش واژهها؛ 4. نکتهرسانی و نکتهپردازی در گزینش واژهها؛ 5. فراگیری واژهها؛ 6. هماهنگی لفظ و معنی؛ 7. چینش استوار قرآن؛ 8. خوش ادایی.[19] این ویژگی برتر عقل را به غیر بشری بودن قرآن رهنمون میسازد. به ذکر نمونههایی از این عناصر بسنده میکنیم: 1. استواری و درستی واژهها: یکی از بارزترین کتابهای بشر نگاشته، غلطانگاریهاست، گاهی ادیبان مشهور و توانمند نیز غلط به کار میبرند. در قرآن مجید نه تنها یک واژه غلط غیرمشهور نیست بلکه یک واژه غلط مشهور هم وجود ندارد ابن هشام ادیب توانمند عرب میگوید: «لا غیر لحنٌ» به کاربردن واژه «لاغیر» اشتباه است آنگاه خود چندین بار این واژه را به کار برده است.[20] 2. ادب در گزینش واژهها واژههایی که قرآن درباره همبستری و امور جنسی به کار برده کفایی و عفتآمیز است از قبیل «رفث»،[21] «مباشرت»[22]، «مس»،[23] لمس «فَأتُوا»[24]، که همگی کنایه عفتآمیزی از آمیزش است.[25] این ویژگی برتر عقل را به غیر بشری بودن قرآن رهنمون میسازد. 4. اعجاز علمی قرآن کتابهایی که با درون مایه علمی و در روند علوم تجربی و انسانی نوشته میشوند در بستر حرکت پویای دانش روز به روز مورد نقض، ابطال، تغییر و تکامل قرار میگیرند. لیکن قرآن شریف در معبر همه علوم، استوار و سترگ ایستاده است آکادمیها، کالجها و دانشگاههای توانمند دشمنان قرآن، نتوانسته آن را مورد نقض علمی قرار دهد. ما با باور به اینکه قرآن کتاب هدایت است نه کتاب ستارهشناسی یا زیستشناسی به نمود کوتاهی از پیشگوییهای علمی قرآن پرداخته که نشانه اعجاز علمی قرآن است و به شرح دو مورد آن بسنده میکنیم: 1. حرکت زمینی؛ 2. حرکت منظم ماه و خورشید؛ 3. قانون زوجیت و فراگیری آن؛ 4. نقش کوهها در اعتدال زمین؛ 5. کمبود اکسیژن در فراسوی زمین؛ 6. امکان پرواز؛ به فراسوی زمین؛ 7. علمی بودن تحریمها و تحلیلها؛ 8. مسئله تلقیح؛ 9. وجود حیات در کرات دیگر؛ 10. مسئله جاذبه؛ 11. سقف بودن آسمان؛ 12. خبر از ادوار جنین؛ 13. خاموشی خورشید؛ 14. نور خواندن ماه و چراغ نامیدن خورشید، اشاره به مستقل نبودن نور ماه است.[26] الف) قانون جاذبه عمومی در آیه دوّم سوره رعد میخوانیم: الله الذی رفع السموات بغیر عمدٍ ترونها، خدا همان کسی است که آسمان را ـ بدون ستونی که قابل رؤیت باشد ـ آفرید. قرآن نمیگوید آسمان بیستون است بلکه میگوید بدون ستونی است که آن را مشاهده کنید و قابل رؤیت باشد. امام رضا ـ علیه السّلام ـ در جواب یکی از یارانش بر این نکته تصریح میفرمایند که ستونهایی وجود دارد ولی شما آنها را نمیبینید.[27] آیا توجیه و تفسیری برای این سخن غیر از ستونی که ما امروز نام آن را «توازن قوه جاذبه و دافعه» مینامیم وجود دارد؟[28] ب) وجود حیات در کرات دیگر در آیه 29 سوره شوری آمده است «و من آیاته خلقُ السمواتِ والارض و ما بثَّ فیهما مِنْ دابَّه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیرُ»؛ و از نشانههای خدا آفرینش آسمانها و زمین است و جنبندگانی که در آن دو پراکنده ساخته و او توانایی دارد هرگاه بخواهد همه را جمع کند.» آیا حیات و زندگی مخصوص کره زمین است و کرات دیگر مطلقاً مسکونی نیست؟ تحقیقات اخیر دانشمندان به ما میگوید: حیات و زندگی مخصوص کره زمین نیست. در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین میخوانیم: به طوری که دانشمندان حساب کردهاند تنها در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره وجود داشته باشد که سیارات تابع آنها مسکونی باشند. بعضی قدم را از این فراتر نهاده و عقیده دارند در بعضی از کرات آسمانی موجودات زنده بسیار پیشرفتهتر از انسان وجود دارند و پیامهای رادیویی که از فضا پخش میکنند و ما هرگز قادر به مثل آن نیستیم برای گیرندههای ما قابل درک است هر چند زبان آن را نمیدانیم و نمیفهمیم. آیه با صراحت میگوید: خداوند موجودات زندهای را در زمین و آسمانها منتشر ساخته است به خوبی از زندگی موجودات دیگر خبر میدهد.[29] ادله عقلی دیگری غیر از موارد فوق بر خدایی بودن قرآن دلالت دارند که ذکر تفصیلی آنها باعث اطاله کلام میشود لذا فقط به ذکر عناوین آنها بسنده میکنیم. 5. عدم تحریف قرآن ؛ 6. پیشگوییهای قرآن؛ 7. معارف بیمانند از پیامبران؛ 8. ختم نبوت؛ 9. بررسی ویژگیهای معارف قرآن؛ 10. هماهنگی قرآن با عقل؛ 11. امتیازهای قوانین قرآن؛ 12. سرسختی مسلمانان در حفظ و نگهداری قرآن؛ 13. حدیث متواتر ثقلین و دلالت آن بر جاودانگی قرآن؛ 14. جامعیت و فراگیری قرآن. در نتیجه، ادله فوق که به تفصیل یا اجمال ذکر شدند همگی دلالت بر این دارند که قرآن از جانب خداست. خداوند توفیق عمل به دستورات حیات بخش قرآن را به همه عطا فرماید. انشاءالله. ------------------------------------------------------------------------------[1] . آیت الله جوادی آملی عبدالله تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، اسراء، چ اول، 1378، ج 1، ص 138. [2] . سوره اسراء، آیه 88. [3] . سوره هود، آیه 13. [4] . سوره بقره، آیه 23. [5] . سوره ص، آیه 2 و سوره مریم، آیه 97. [6] . سوره نجم، آیه 23. [7] . سوره حج، آیه 9. [8] . سوره بقره، آیه 24. [9] . سوره اسراء، آیه 88 و هود، آیه 13 و سوره یونس، آیه 39. [10] . سوره بقره، آیه 24. [11] . ر. ک: مصباح یزدی، محمد تقی، قرآن شناسی، ج اول، (انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) )، چ اول بهار 88، از ص 123 تا 141. [12] . برای آگاهی بیشتر از این نمونهها و ضعفشان ر. ک: مصباح یزدی، همان، از صفحه 167 تا صفحه 174 و آیت الله خویی، شناخت و اعجاز قرآن، ترجمه: محمد صادق نجمی و هاشم هریسی، چ اول، 1361، بیجا از صفحه 123 تا 132 و جواب به مدعیان جدید همانندآوری که در این مرکز تهیه شده و به زودی در سایت اندیشه قم در اختیار همگان قرار میگیرد. [13] . سوره نساء، آیه 82. [14] . آیت جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، نشر اسراء، چ دوّم، 1378، ص 139 و 140. [15] . سید مصطفی علوی، قرآن در آیینه بزرگان، انتشارات بحرالعلوم، قزوین، چ اول، 1378، ص 119. [16] . سید مصطفی علوی، همان صفحه 118. [17] . صداقت، سید علی اکبر، قرآن و دیگران، نشر روح، بیتا ص 22. [18] . ر. ک: سعیدی روشن، محمد باقر، علوم قرآن، ناشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) : چ اول تابستان 77، ص 104 [19] . ر. ک: عرفان حسن، اعجاز در قرآن کریم، ناشر دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چ اول، 1379 از ص 47 تا 101. [20] . ر. ک: ابن هشام الانصاری، مغنی اللبیب، الناشر: مکتبه سیدالشهداء، قم، سنه الطبع: 1406 هـ. [21] . سوره بقره، آیه 187. [22] . همان. [23] . آل عمران، 47، مائده، 7. [24] . سوره بقره، آیه 222. [25] . ر. ک: حسن عرفان، همان از ص 45 تا 102. [26] . ر. ک: حسن عرفان، همان از ص 150 تا 160. [27] . السید هاشم البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیل، بیتا، ج 2، ص 278. [28] . ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و همکاران، همان صفحه، 1460 و آیت الله سبحانی، جعفر الهیات و معارف اسلامی، نشر مؤسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، چ سوّم، 1372، از ص 331 تا 334. [29] . مکارم شیرازی، ناصر، همان، ص 159. [ دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٢ ق.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
1ـ ولتر فیلسوف و نویسندۀ فرانسوی می گوید : من یقین دارم که اگر قرآن و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است .{سالانه پیام اسلام س 2} [ سهشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٤ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
ای تحفه آسمانیحضرت امام خمینی رحمه الله در وصیت نامه الهی سیاسی خود، آن گاه که از جایگاه و عظمت بی نظیر کلام الهی سخن می گویند، آن را با کلماتی معرفی می کنند که دقت در تک تک واژه های آن عبارت ها، بسیار آموزنده و راه گشاست. در این کلمات روح بخش، دورنمای زیبای حیات سعادتمند انسانی، که در نتیجه اجرای رهنمودهای قرآنی قابل تحقق است، به تصویر کشیده می شود. امام خمینی رحمه الله چنین می فرمایند: «ای قرآن، ای تحفه آسمانی و ای هدیه رحمانی تو را خدای جهان برای زنده کردن دل های ما و باز کردن گوش وچشم توده فرستاد. تو نور هدایت و راهنمای سعادت ما هستی. تو ما را از منزل حیوانی می خواهی به اوج انسانی و جوار رحمانی برسانی. فسوسا که آدمی زادگان، قدر تو را ندانسته و پیروی از تو را فرض خود نشمردند. اَسَفا که قانون های تو در جهان عملی نشد تا همین ظلمت خانه و جایگاه مشتی وحشیان و درندگان که خود را متمدنین جهان می دانند، رشک بهشت برین شود و عروس سعادت در همین جهان در آغوش همه درآید». فداکاری برای قرآنآن گاه که حضرت امام رحمه الله درباره ضرورت حفظ احکام قرآن و دفاع از آن سخن به میان می آورند، به عملکرد بزرگان دین اشاره می کنند و به درس آموزی از سیره و عمل آن ها توصیه می نمایند، ایشان از جمله در این باره می گویند: «بزرگان اسلامِ ما، در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کریم کشته شدند، زندان رفتند و فداکاری ها کردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ کنند و به دست ما برسانند». «شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود». و آن گاه تصریح می کنند: «ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید... قیام نموده است، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایت ابرقدرت ها، بهترین فرزندان او را به شهادت رساند». «قرآن کریم محتاج به فداکاری قشرهای ملت است؛ پیغمبر اکرم به دین ملت چشم دوخته است» «اینان، پیروان سید شهیدان اند که در راه اسلام و قرآن کریم، از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربان کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیاری و زنده نمود». سفارش به قرائت قرآنحضرت امام رحمه الله در فرصت های گوناگون، به ضرورت قرائت قرآن و بیان آثار و فواید آن می پرداختند. نیز ایشان بر این نکته تأکید می کردند که تنها قرائت کافی نیست و باید سعی شود که در سرتاسر زندگی به رهنمودهای قرآنی عمل گردد ایشان دراین باره می فرمایند: «باید قرآن بخوانیم. قبل از همه چیزها بخوانید قران چه می گوید. تکلیف ما و وظیفه ما را قرآن تعیین می کند». "قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شئون زندگیِ انسان، از امور لازم است؛ لکن کافی نیست. قرآن باید در تمام شئون زندگی حاضر باشد.... اگر به آن عمل بشود، سیادت عالَم مال شماست.... باید قرآن در همه شئون وارد بشود. قرائت قران باید بشود... در همه شئون انسانی اسلام، باید قرآن وارد بشود». این دستوراتِ خدایی است. این پیام های غیبی است که خدای جهان برای حفظ استقلال کشور اسلامی و بنای عظمت و سرفرازی به شما ملت قرآن و پیروان خود فرستاد. آن ها را بخوانید و تکرار کنید و در پیرامون آن دقت نمایید و آن ها رابه کار بندید تا استقلال و عظمت شما برگردد و پیروزی و سرفرازی را دوباره در آغوش گیرید؛ و گرنه راه نیستی و زندگانی سراسر ذلت و خواری را خواهید پیمود». ضرورت ارائه صحیح قرآنیکی از وظایف مهم امت اسلامی، شناساندن قرآن به جهانیان است. برای این که فطرت های پاک انسان ها بتوانند از آموزه های حیات بخش اسلام به صورت کامل بهره مند شوند و به صورت شایسته با حقایق و معارف آن آشنا گردند، ضرورت دارد که این کتاب الهی با استفاده از روش های مناسب به آنهامعرفی شود. حضرت امام رحمه الله درباره اهمیت و تاثیرچنین کاری می فرمایند: «امروز، اسلام و قران در دست شماست و شما می توانید قرآن را ترویج کنید و در همه قشرهای دنیا، پرچم اسلام را بالا ببرید». «باید اسلام را ما ارائه بدهیم به آن طوری که هست. قرآن را ارائه بدهیم به آن طوری که هست. اگر قرآن و اسلام آن طور که هست عرضه بشود به دنیا، همه مشتری هستند. انحرافات برای این است که اسلام را نشناخته اند. اگر اسلام را بشناسند و احکام اسلام را ادراک کنند، همه مشتری او هستند». «اگر مردم را تربیت کنید، به یک تربیتی سالم دعوت کنید به این که با خدا آشنابشوند، بامعارف الهی آشنا بشوند، با قرآن آشنابشوند، اگر این طور شد، کشور شما سالم می ماند و [این معارف نورانی،] به سایر جاها هم سرایت [و جریان پیدا [می کند. سعادت دو جهان، در سایه قرآنرمز دست یابی به سعادت واقعی در دنیاو آخرت، در پناه بردن به قرآن و عمل کردن به رهنمودهای آن است. حضرت امام خمینی رحمه الله دراین باره می فرمایند: «اگرپناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمی دهد که از شما سند بردگی بگیرد. اجازه نمی دهد که مفاخر ملی و اسلامیِ شما پایمال شود». «اگر چنانچه اسلام به معنای خودش آن طوری که خدای تبارک وتعالی وحی فرموده است به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ، آن طور تحقق پیدا بکند، همه مردم در زیر پرچم اسلام، در رفاه و سعادت هستند، نه همان سعادت این عالم؛ سعادت این عالم و سعادت آن عالم». معیار حق، تطبیق با قرآنهمه افراد و جوامع انسانی، نیازمندند که در دوره ها وشرایط گوناگون، براساس ملاک و معیار مشخص و در عین حال، واقع نگر، تمام اعمال و رفتار و جهت گیری های خود را محک بزنند و بررسی و ارزیابی کنند تا از منطبق بودن آن ها با اصول و مبانی حق، اطمینان حاصل کنند. تنها در انطباق تمام دستاوردهای آن ها با حق است که می توان موفق و پیروزشان دانست. حضرت امام رحمه الله دراین باره، ضمن اشاره به معیار تشخیص حق بودن قرآن، می فرمایند: «مادامی که ما حق باشیم، پیروز هستیم. حق بودن به این است که ما همه چیزمان رااسلامی کنیم؛ عقایدمان عقاید اسلام باشد، ایمان را در قلبمان تقویت کنیم، اعمالمان راتطبیق بدهیم با اسلام و با قرآن، و اخلاقمان را مهذّب کنیم، تطبیق بدهیم با اسلام. اگر این طور بشویم، ما حقیم و حق هم پیروز است؛ ولو این که در میدان کشته بشویم؛ ولو این که عقب نشینی کنیم، لکن پیروزیم برای این که مکتبمان پیروز است. حق است و حق پیروز؛ مسیرتان مسیر حق باشد». تشکیل حکومت قرآنیبا توجه به جایگاه والایی که قرآن کریم در اندیشه اسلامی دارد، حضرت امام رحمه الله هدف از تشکیل حکومت در جامعه را، رفع موانع تحقق احکام قرآن و احیای آموزه های آن می دانستند. ایشان در این باره می فرمودند: «این تحول عظیمی که در این ملت پیدا شد،... می خواستند قرآن حکومت کند در این کشور. موانع را برداشتند که حکومت اسلامی باشد». «ما نهضت برای آن کردیم که اسلام و قوانین اسلام، و قرآن و قوانین قرآن در کشور ما حکومت کند و هیچ قانونی درمقابل قانون اسلام و قرآن عرض وجود نکند و نخواهد کرد». «ما هیچ مقصدی نداریم، نه حکومت می خواهیم به آن معنا که آن قدرت های بزرگ می خواهند، ونه قدرت می خواهیم به آن معنا، ونه سلطه جویی می خواهیم و ما همه می خواهیم تابع قرآن کریم و اسلام عزیز باشیم و قرآن کریم و اسلام عزیز، همه چیز ما را اداره می کند». «انقلاب برای پیاده کردن احکام اسلام است. ما مقصد دیگری غیر از این نداشتیم. آخرشما که نمی خواستید قدرت کسب کنید؛ بلکه می خواستید قرآن را احیا کنید». اتکای به قرآن، رمز پیروزیحضرت امام رحمه الله در تبیین رمز پیروزی ملت ایران، به چند عامل اشاره داشتند که در رأس همه آن ها، اتکا و اعتماد به قرآن قرار دارد. ایشان می فرمودند: «من توصیه می کنم به همه ملت ها که این رمزی که در ایران به آن رمزْ غلبه پیدا شد برابر قدرت ها، آن رمزرا آن ها به کار ببرند.... اتکال به قرآن کریم، اتکال به اسلام،... رمز پیروزی ما [بود]». "مادامی که در پناه قرآن هستیم، بر دشمنان غلبه خواهیم کرد و اگر خدای نخواسته دشمنان اسلام مارا از اسلام و قرآن جدا کردند، باید بنشینیم و ببینیم که ما در ذلت، خفت [و [بندگی زندگی می کنیم. استقلال و آزادی، در پیروی از قرآن کریم و رسول اکرم است». «رمز پیروزی امروز ما، این است که اتکای به خدای تبارک و تعالی داشتیم...». رمز پیروزی، اتکای به قرآن و این شیوه شیعه مقدس که شهادت را استقبال می کردند، بوده،... این رمز را حفظ کنید. این رمزِ پیروزی را تا حفظ کنید، پیروز هستید. ملت ما تابا خداست، پیروز است... پرچم قرآن تا برفراز سر ملت ماست، پیروز است. این رمز را حفظ کنید». استقلال و آزادی قرآنیحضرت امام خمینی رحمه الله همیشه درتبیین اهداف قیام ملت ایران، بر این نکته تأکید و توصیه داشتند که آن چه مورد خواست ملت اسلام است، احیا و حاکمیت پیدا کردن احکام قرآن و اسلام می باشد. مردم ما، آن ارزش های فردی و اجتماعی را می خواهند که مورد تأیید و تاکید قرآن است. ایشان دراین باره می فرماید: «ما،استقلالی که اسلام در آن نباشد نمی خواهیم. ما اسلام می خواهیم؛ آزادی که در پناه اسلام است. استقلالی که در پناه اسلام است، ما می خواهیم و استقلالِ بی اسلام، به چه دردمان می خورد؟ وقتی اسلام نباشد، وقتی پیغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتی قرآن اسلام مطرح نباشد. هزار تا آزادی باشد، ما آن را نمی خواهیم». ایشان در جای دیگر اضافه می کنند: «ما، اسلام را می خواهیم که اسلام آزادی به ما بدهد؛ نه آزادی منهای اسلام. آن ها [دشمنان]، استقلالِ منهای قرآن را می خواهند؛ ما قرآن را می خواهیم. اگر تمام آزادی ها را به ما بدهند، تمام استقلال هارا به ما بدهند و بخواهند قرآن را از ما بگیرند، ما نمی خواهیم. ما بیزار هستیم از آزادیِ منهای قرآن، ما بیزار هستیم از استقلالِ منهای اسلام». قرآن، راه احیای عظمت مسلمانانحضرت امام رحمه الله ، آن احیاگر بزرگ اسلام که همیشه به عظمت و عزت جوامع اسلامی می اندیشید، در تبیین راه احیای عزت دوباره ملت های مسلمان می فرماید: «مسؤولیتِ پاسداری قوانین الهی و عمل به قرآن کریم، تنها راه بازیابی عظمت و عزت و شکوه پیشین اسلام و مسلمین؛ مسؤولیت پاسداری وحدت و برادری دینی، تنها ضامن استقلال سرزمین های اسلامی و زداینده هرگونه نفوذ استعماری؛ و مسؤولیت فداکاری و جانبازی در راه جبران آن چه مسلمانان به دلیل اختلافات و تفرقه از دست داده اند و متأسفانه هنوز هم از دست می دهند، مسؤولیت سنگین دولت های اسلامی در عمل به قوانین اسلام و بیرون رفتن آن ها از اسارت استعمارو تلاش منحصر در خدمت امت اسلامی... است». جلوگیری از تمسک به قرآندشمنان اسلام، می دانندکه هر اندازه مسلمانان به رهنودهای قرآن پای بند باشند، به همان اندازه از تحقق یافتن نقشه های آنان جلوگیری به عمل خواهد آمد. درنتیجه، یکی از تلاش های همیشگی آنان، این بوده که به شیوه های گوناگون، افراد جوامع اسلامی را از توجه به قرآن باز دارند. حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره می فرمایند: «دست های خیانت کار اجانب که می خواستند شرق را و خصوصا بلاد اسلامی را برای منافع خودشان قبضه کنند، با مطالعاتی که کرده بودند در این بلاد،... به آن جا رسیده اند که نگذارند مسلمین متمسّک به قرآن باشند. قرآن را آن ها سدّ راه می دانستند. اگر همه مسلمین متمسک به قرآن می شدند، برای آن ها مجالی باقی نمی ماند. قرآن را و اسلام را از مردم جدا کردند؛ ملت ها از اسلام جدا شدند». برخورد استعمار با قرآناستعمارگران، به منظور دست یابی به اهداف خود، از شیوه های گوناگونی استفاده می کنند. یکی از این شیوه ها، مقابله با قرآن از راه مطرح ساختن مکاتب انحرافی، شعارهای دروغین، ترویج اسلام ساختگی وغیراصیل و... است. حضرت امام رحمه الله دراین باره می فرمایند: «این مکتب هایی که ازچپ وراست به ملت اسلام عرضه می شود، فقط برای گمراهی و انحراف آنان است. می خواهند مسلمانان را... ازتعالیم آزادی بخش قرآن کریم دور سازند». «در این عصر،استعمار، وابستگان و دنباله روهای خود را در دل جهان اسلام به کار گماشته است تا در زیرشعراهای پرزرق و برقِ فریبا،... تعالیم و فرهنگ قرآنی را از واقعیت های زندگی مجتمع اسلامی دور کنند تا بدین وسیله، راهْ برای تأمین منافع اربابان... بی مانع شود». «همان ها که قرآن را بالای دست بلند می کردند و اظهار می داشتند که تا این قرآن در میان مسلمین حکم فرماست، ما نمی توانیم بر آنان دست یابیم، اکنون از چنین اسلام و اتحاد اسلامی [اسلام ساخته و پرداخته سلاطین اموی و عباسی [پشتیبانی می کنند تا ملت اسلام را منحرف سازنند، تا قرآن کریم رامهجور نمایند، تادین خدا را از بین ببرند، [و [راه برای پیشبرد اغراض شوم و مقاصد استعماری خود هموار سازند». دلیل مخالفت دشمنان با قرآنحضرت امام رحمه الله همیشه به این حقیقت تصریح داشتند که دلیل مخالفت دشمنان با احکام نورانی اسلام و آموزه های قرآن، آن است که این کتاب، همواره مانع بزرگی در راه اجرای نقشه های شوم آن ها بوده است. آن رهبر بزرگ و آگاه، در مورد مخالفت اسرائیل با اسلام و قرآن می فرمایند: «اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد. اسرائیل نمی خواهد در این مملکت علمای دین باشند،... در این مملکت احکام اسلام باشد... می خواهند اقتصاد شما را قبضه کنند. می خواهند زراعت و تجارت شما را از بین ببرند.... [و چون] قران سد راه است، باید شکسته شود... که اسرائیل به منافع خودش برسد». ایشان در یک مورد درباره مخالفت آمریکا با قران فرموده اند: «آمریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضرّ می داند و می خواهند آن ها را از جلو خود بردارد». «آن ها نمی خواهند قرآن کریم و احکام آن حاکم بر ملل اسلام باشد، تا ذخایر آن ها را به یغما ببرند». جلوگیری از فهم درست اسلامتلاش در بازداری مسلمانان از توجه به قرآن و نیز کوشش برای تحریف آموزه های قرآنی، از برنامه های دشمنان برای جوامع اسلامی بود. حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده اند: «یکی از کارهای بزرگی که شده است و گمانم این است که آن ها آن شیاطین کرده اند، این است که قرآن و اسلام را، آن طوری که هست نگذاشتند ما بفهمیم، نگذاشتند مسلمان ها بفهمند. نفوذ کرده است این تبلیغات حتی در عمق حوزه های دینی نجف و قم. نگذاشتند به این که ما اسلام را آن طوری که هست بفهمیم؛ برای این که یکی از خطرهایی که برای خودشان می دیدند، همین بود که اگر اسلام را آن جوری که هست بفهمند، همه به آن رو می آورند و برای آن ها دیگر مقامی باقی نمی ماند». دشمن و دورساختن جوانان از قرآنحضرت امام خمینی رحمه الله درباره تلاش دشمنان در دور ساختن جوانان از قرآن و معارف آن می فرمایند: «این منطق که اسلام یا سایر ادیان از مخدّرات است، این منطق اجانب است... می خواهند ما را از قرآن منفصل کنند تا این که پشتوانه ای نداشته باشیم، مثل قدرت قرانی پشت سر ما نباشد و ما متفرق بشویم و هر کس یک چیزی بگوید و تبلیغات آن ها اثر بکند و جوان های ما را منحرف کند و اسباب این بشود که آن ها مشغول کارشان بشوند». نتیجه کنار گذاشتن قرآن کریمدر تبیین علت گرفتاری مسلمانان و این که ریشه مشکلات و بدبختی های آن ها در چیست، هر یک از اندیشمندان به عواملی اشاره دارند. حضرت امام خمینی رحمه الله از کنار گذاردن قرآن، به عنوان دلیل اصلی گرفتاری جوامع اسلامی و بدبختی آن ها یاد می کنند. ایشان از جمله می فرمایند: «مشکلات مسلمین زیاد است؛ لکن مشکل بزرگ مسلمین، این است که قرآن کریم را کنار گذاشته اند و تحت لوای دیگران در آمده اند». «اسلام، همه چیز را برای مسلمین آورده است، همه چیز. قرآن در آن همه چیز است؛ لکن مع الاسف، ما استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کردند؛ یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند، نکردند. باید مردم را توجه داد، گرایش داد به اسلام و قرآن». دوری دُوَل اسلامی از قرآن کریم، ملت اسلام را به این وضع سیاه کشورهای نکبت بار مواجه ساخته و سرنوشت ملت های مسلمان و مسلمین را دستخوش سیاست سازش کارانه استعمار چپ و راست قرار داده است». قرآن در حکومت های پس از امام علی علیه السلامحضرت امام خمینی رحمه الله در مورد قرآن در حکومت های بعد از حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پس از شهادت حضرت علی علیه السلام ... خود خواهان و طاغوتیان قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را ـ که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دریافت کرده بودند ـ... با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده [و]... از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهی ـ که یکی از آرمان های این کتاب مقدس بوده و هست ـ خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را، پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرم سار است... تاآن جا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع مسلمانان، بلکه عائله بشری... [نازل شده بود]، چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد. تابه جایی رسید که نقش قرآن،... وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندانِ حق شد». ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گردآوری: میرصادق سیدنژاد [ سهشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٧ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (الحجرات/١٠) قطعا مؤمنین برادر یکدیگرند.
فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ (المآئده/۴٨) در کارهای خیر از همدیگر سبقت و پیشی بگیرید.
وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (بقره/٨٣ ) با مردم نیکو سخن بگوئید.
وَأَوْفُوا بالْعَهْدِ (اسراء٣۴) به عهد و پیمان خود وفا کنید.
اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (المائده/٨) عدالت پیشه کنید که آن به تقوی نزدیکتر است.
الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد/2) آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرام و مطمئن می گردد.
فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ (ص/٢۶) بین مردم به حق حکم و قضاوت کن.
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ (محمد/٧) اگر (دین) خدا را یاری کنید او هم شما را یاری می کند.
وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى (المآئده/٢) در (کارهای ) نیک و تقوا با یکدیگر همکاری کنید.
وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً (الانبیاء/٣۵) با خیر و شر شما را آزمایش می کنیم.
إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ (هود/١١۴) قطعا نیکیها بدی ها را از بین می برند.
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (النساء/١٩) با زنان به نیکی و شایستگی معاشرت کنید.
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (الحجرات/١٢) قطعا بعضی از گمانها گناه است.
وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (الهمزه/١) وای بر هر عیب جوی هرزه زبان.
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لأزِیدَنَّکُمْ (ابراهیم/۷ ) اگر شکرگزار نعمتها بودید (نعمتهایم را) افزون خواهم نمود.
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ (الحجرات۱۳) همانا گرامی ترین شما در نزد خدا با تقواترین شماست.
وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/۱۹۱) فتنه انگیزی از کشتار سخت تر (وبدتر) است.
وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ (البقره/۲۳۷) فضل و نیکی به یکدیگر را از یاد نبرید.
وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ (الشوری/ ۳۸) (مؤمنین) کارشان با مشورت یکدیگر انجام می گیرد.
أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ (النساء/۸۲) پس چرا در قرآن تدبر و اندیشه نمی کنند؟
إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (المائده/۱۳) قطعا خداوند نیکو کاران را دوست می دارد.
وَوَصَّیْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا (الاحقاف/۱۵) ما انسان را به احسان به پدر و مادر سفارش کردیم.
إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ (الاسراء/۵۳) همانا شیطان بین انسانها دشمنی و فساد ایجاد می کند.
وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ (الحج/۲۸) وافراد درمانده و فقیر را اطعام کنید.
وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ (الحج/۳۰) از گفتار باطل و نا حق دوری کنید.
فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ (هود/١١٢) همانگونه که مامور شدی (دستور رسیده تورا) پایداری و استقامت کن.
فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ (العنکبوت/١٧) فقط روزی را در نزد خدا(از جانب او) بجوئید.
مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ (الروم/۴۴) هرکس کافر شود کفرش به ضرر خود اوست.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ (الروم/۶٠) صبر کن که وعده خداوند حق است.
ِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ (لقمان/١٣) قطعا شرک به خدا ستم بسیار بزرگی است.
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ (الزمر/٣۶) مگر خدا کفایت گر بنده خود نیست؟
إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (لقمان/١۶) قطعا خداوند بسیار لطیف و آگاه است.
وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ (لقمان/٣۴) خداست که باران رحمت را نازل می کند.
وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ (الاحزاب/٣٧) خداوند سزاوارتر و مستحق تر است که از او بترسی.
وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (الاحزاب/٣٩) و خدا براى حسابرسى کفایت مىکند.
وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا فِی قُلُوبِکُمْ (الاحزاب /۵١) خداوند آنچه را که در قلب شماست می داند.
أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ (البقرة/٢۶٧) از چیز های پاکیزه ای که به دست آورده اید انفاق کنید.
هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ (فاطر/٣) آیا آفریننده ای غیر از خدا هم هست؟
[ دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٥ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
1. با توجّه به اهمیتی که برای قرآن گفته می شود چرا خواندن قرآن یکی از واجبات نیست؟ واجبات عبادی در اسلام مانند نماز، روزه و … از کمترین اموری هستند که فرد مسلمان با انجام آن نخستین مراحل رشد و تعالی را طی می کند، امّا برای تقرّب بیشتر و کسب کمالات معنوی اموری را خداوند مستحب کرده است. قرائت قرآن همراه با تفکّر و تأمل از آن امور است. پس امکان دارد یک امر از جهت کمک به رشد معنوی بسیار مهم باشد ولی واجب نباشد و خداوند خواسته افراد با آزادی و میل و رغبت بیشتر آن اعمال را انجام دهند. در عین حال باید به دو نکته توجه داشت: اوّل آن که در نماز، که مهمترین واجب الهی است بخش زیادی از آن سوره حمد و یک سوره دیگر از قرآن است و به عبارتی بر هر مسلمان مکلّف واجب است در روز ده مرتبه، بخشی از قرآن را به قصد نماز بخواند، و نکته دوّم آن که خداوند مهربان و آگاه بر حالات انسانها است و توانایی ها و ظرفیت های او را در رابطه با احکام می داند و چه بسا از این جهت قرائت همه قرآن را واجب نکرده باشد. 2. ما که به زبان عربی آشنا نیستیم برای فهمیدن قرآن چه باید بکنیم؟ فهم قرآن اختصاصی به طبقه خاصّی ندارد وهمه می توانند قرآن بخوانند و به اندازه استعداد و ظرفیت های علمی از آن بهره مند شوند، طبعاً برای کسانی که آشنا به زبان عربی نیستند ترجمه های خوبی از قرآن به چاپ رسیده است که به فهم قرآن کمک فراوانی می کند، ضمن این که تفاسیری نیز به زبان فارسی منتشر شده است که می توان برای فهم عمیق تر به آن تفاسیر مراجعه کرد. 3. برای اینکه قرآن به قلب و روح انسان تأثیر بگذارد چه باید بکنیم؟ برای تأثیر پذیری از قرآن کریم، روایات فراوانی از ائمه معصومین (ع) رسیده از جمله این که: قرآن به صورت ترتیل (آهسته، شمرده، روشن و واضح) خوانده شود. فرد به هنگام خواندن قرآن متوجه باشد قرآن سخن خداست و خدا با او سخن می گوید، به معنای آیات توجه کند و به هنگامی که به آیات انذار و ترس از خدا می رسد بترسد و آثار ترس در او نمایات شود و هنگامی که آیات رحمت و اوصاف بهشت را می خواند امید به رحمت را در خود زنده کند. و یا اینکه قرآن با صوت حزین خوانده شود و… از همه این امور مهم تر آن که فرد هرچه طهارت و پاکی نفس و دوری از گناهان را بیشتر رعایت کند زمینه ای فراهم کرده که هم قرآن را بهتر می فهمد و هم اثر بیشتری بر او می گذارد چنانکه در خود قرآن کریم آمده است: که این (پیام) قطعاً قرآنی است ارجمند، در کتابی نهفته، که جز پاک شدگان بر آن دست ندارند.واقعه (56) آیه 77ـ79 4. چرا قرآن خصوصاً زمانی که با آهنگ حزین خوانده شود مات را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد؟ در روایات متعددی آمده است که قرآن با حزن نازل شده است و شما هم آن را با حزن بخوانید گویا صوت حزین یک نوع ارتباط، سنخیت و سازگاری بین قاری قرآن و خود قرآن ایجاد می کند و فرد را تحت تأثیر خود قرار می دهد. علاوه بر آن، حزن ظاهر مقدمه خشیت و نرمی دل و باطن انسان می شود و همین امر زمینه تأثیرگذاری سخن خداوند را فراهم می سازد. چنان که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: حزن و شکستگی دل ها گناهان را از بین می برد. البته حزنی که در این جا نام بردیم، حزن ممدوح و پسندیده است که آغاز حرکت است و امید به آینده را در دل روشن می کند،خلاف حزن بر امور دنیوی که به تعبیر امام علی (ع) نشانه خشم و نارضایتی از قضای الهی است و باعث رکود، تنبلی، سردی و ناامیدی می شود. 5. چرا در قرآن کریم خطاب به زنان در ضمن خطاب به مردان و به صورت صیغه مذکر بیان می شود؟ سؤال دیگر آن که چرا برای خداوند ضمیر مذکر به کار می رود؟ قرآن کریم بر پیامبری نازل شد که خود عرب زبان بوده و در جامعه ای عرب زبان می زیسته که بی شک نخستین مخاطبان وی به شمار می رفتند و طبیعی است که قرآن نیز خصوصیت های زبان وفرهنگ عربی را داشته باشد تا بتواند با مردم رابطه برقرار کند. دراین زبان قاعده بر آن است که هنگامی که مخاطبین مذکر هستند از ضمیر مذکر و زمانی که مؤنث هستند از ضمیر مؤنث و زمانی که انسان یا گروه انسان ها، اعم از مذکر و مؤنث مورد نظر است از ضمیر مذکر استفاده می شود. پس در واقع برگشت سؤال به این است که چرا زبان عربی چنین است که آن هم به دلیل اشتقاق صیغه های مؤنث از صیغه های مذکر است. بنابراین ما هیج وقت ضمایر مذکر قرآن را تا قرینه ای نباشد، که خصوص مردان مورد نظر هستند، به صورت مذکر ترجمه نمی کنیم، برای مثال «یا ایها الذین آمنوا» را ترجمه می کنیم «ای کسانی که ایمان آوردید» و نمی گوییم «ای مردانی ایمان آوردید». به همین جهت آنجا، که خداوند از ضمایر مذکر خصوص مردان را اراده کرده است ضمایر و صیغه های مؤنث را نیز بعد از آن ذکر کرده مثلاً در آیه35 سوره مبارکه احزاب می فرماید: «مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ایمان و زنان باایمان، و مردان عبادت پیشه و زنان عبادت پیشه…» آوردن اوصاف و ضمائر مذکر برای خداوند نیز تابع خصوصیات زبان عربی است. بنابراین اگر قرآن به زبان فارسی نازل شده بود هیچ تفاوتی میان مذکر ومؤنث در آن نبود. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از سایت http://www.hawzah.net/ [ دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٩ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
لطایف قرآنی
قرآن، چراغ راه حقیقت جویان است و هماره در پهنای زمین و وسعت زمان، نور هدایتی بوده است در فراروی حقیقت طلبان.
معجزه بودن آن نیز از آن روست که احدی توانایی آوردن مانند آن را ندارد و از میان کتب آسمانی، تنها کتابی است که تحریف نشده است. بشر آشنا با این صحیفه بیکران، حقیقت ناب رااز چشمه زلال معرفت قرانی طلب می کند و راه افسانه را نخواهد پیمود.
جنگ هفتاد ودو ملت همه را عذر بنه چـون ندیدند حـقیقت ره افسانه زدند
قرآن در میان مسلمانان، همچون قلب در پیکرر انسان است و هرگاه که قرآن در میان آنان حاکم بوده هیچ گاه غبار ندامت بر پیشانی آنان ننشسته است. اهتمام به قرآن در میان مسلمانان تا آنجا پیش رفته است که حتّی در ادبیات آنان، ضرب المثل های روزمره و اشعار و حکایات آنان، جایگاهی درخور یافته است. استشهادهای ظریف به آیات قرآنی نیز از همان جمله است کهمادر این نوشتار سعی خواهیم کرد با جمع آوری آنها از کتب مختلف مجموعه ای را فراهم آوریم که نکات و لطایف حکمی را دربرداشته باشد.
سلطان پابرهنه
سلطان سلیمان، که از سلاطین عثمانی بوده است، روزی قصد زیارت مرقد مطهّر حضرت علی (ع) را در نجف کرد. نزدیکی حرم از اسب پایین آمد تا به احترام حضرت امیر (ع) تا حرم پیاده رود.
یکی از همراهان او که از دیدن این صحنه به شگفت آمده بود بر سلطان خرده گرفت که شما شأن خود را با این عمل پایین آوردید و سلطان در پاسخ گفت: احترام امیر المؤمنین (ع) بر من واجب است.
قاضی قانع نشد و اصرار کرد تا به قرآن تفأل زده شود. سلطان نیز چنین کرد این آیه در اول صفحه ظاهر شد: «فاخلع نعلیک إنک بالواد المقدس طوی؛ کفشهای خود را درآور چرا که در مکان مقدسی هستی».
طه (20)، آیه 12
بخیل زیرک
بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه ای را به کوزه گر داد. کوزه گر پرسید: بر کوزه ات چه نویسم؟
بخیل گفت بنویس: «فمن شرب منه فلیس منّی؛ یعنی هرکس از آن بنوشد از من نیست»!
کوزه گر پرسید: بر کاسه ات چه نویسم؟ بخیل گفت بنویس: «و من لم یطعمه فأنّه منّی؛ یعنی هرکس از آن نخورد او از من است».
بقره (2)،و آیه 249
سهم برادری
مسکینی به نزد امیر آمد و گفت به مقتضای آیه «انما المؤمنون اخوة؛ مؤمنان برادر یکدیگرند»، مرا در مال تو سهمی است، چرا که برادرت هستم.
حجرات (49)، آیه 10
امیر گفت تا یک دینار به او دادند. مسکین گفت: ای امیر این مبلغ کم است. امیر گفت: ای درویش، تنها تو برادر من نیستی، بلکه همه مؤمنان عالم برادر من هستند، پس اگر مال مرا به همه ایشان قسمت کنند به تو بیش از نرسد.
زن نکته سنج
روزی زنی را نزد حجاج آوردند که قبیله او سرکشی کرده بود.
حجاج به او گفت: ای زن! آیه ای مناسب بخوان تا تو را ببخشم. زن این آیه را خواند: «اذا جاء نصراللّه والفتح. ورأیت النّاس یخرجون من دین اللّه أفواجاً».
حجاج گفت: وای بر تو! اشتباه گفتی، بلکه «یدخلون فی دین اللّه» درست است. زن گفت: ای حجّاج «دخلوا و انت تخرجهم؛ یعنی آن ها داخل در دین خدا شدند و تو آن ها را خارج می کنی».
از ماست که بر ماست
شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟
پسر گفت: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می کردی اندک اندک جمع شد و هرچه داشتیم برد.
«وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ و آن چه از رنج و مصائب به شما می رسد، همه از اعمال زشت خود شما است».
شوری (42)، آیه 30
منابع: رنگارنگ، ج1، ص284. کدو مطبخ قلندری، ص30و 56. لطائف الطوائف، ص 135.
فیلمنامه حضرت یوسف
بدون تردید بهترین الگو برای انسان ها زندگی پیامبران الهی است که بحمد للّه در سال های اخیر تلاشهای زیادی برای کودکان و نوجوانان در مجلات و کتب داستانی شده است، امّا خلأ کمبود داستان های پیامبران و قصص قرآنی در حوزه فیلم و تصویر به شدت مشهود است و علی رغم گستردگی موضوعات و غنای سوژه های قرآنی، متأسفانه کمتر به آنها توجه شده است و می توان گفت مورد بی مهری هنرمندان قرار گرفته است.
فیلمنامه مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف از تلاش های درخوری است که آهنگ جبران چنین کمبودی را دارد. جناب آقای نجف علی حسن زاده، که خود از طلاّب و فضلای برجسته و روشنفکر حوزه علمیه مشهد است، پس از دوسال تحقیق در تفاسیر و تاریخ و قصص قرآن، فیلمنامه حضرت یوسف را به رشته تحریر درآورده و در یک سریال 18 قسمتی در 316 صفحه تقدیم هنر دوستان و علاقه مندان داستان های قرآنی کرده اند.
داستان حضرت یوسف علاوه بر آن که خداوند در قرآن آن را بهتر قصه ها (احسن القصص) نامیده است، کامل ترین داستانی است که در قرآن آمده است و به همین جهت بیشترین نکات آموزنده قرآنی و مسائل اخلاقی، تربیتی، سیاسی به صورت سازنده و مفید در آن یافت می شود.
داستان حضرت یوسف داستان روز جامعه جوان ماست. تشریح عنایت پروردگار جهان به بنده عفیف، پاکدامن، باتقوا و عاشق خود در این داستان، حدیث دلربایی است که جان های پاک را به سوی خود می کشد. داستان حضرت یوسف تنها قصه ای است که در آن از عشق سخن می گوید، از عشق مجازی زلیخا و عشق حقیقی یوسف، که با بیانی زیبا و لطیف سرانجام این دو به تصویر کشیده شده است.
روان بودن متن گفتگوهای فیلمنامه، زیبایی این مجموعه تلویزیونی را در ایجاد ارتباط راحت تر و مأنوس تر با بینندگان خود دو چندان کرده است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از سایت http://www.hawzah.net/ [ دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱۳ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
هفت حرف در سوره فاتحة الکتاب(سوره رحمت) وجود ندارد، و این هفت حرف اول هفت طبقه جهنّم است. آن هفت حرف (ث – ج – خ – ز – ش – ظ – ف) می باشد. ث، از کلمه ثبور است که در دو آیه سوره فرقان آمده و اسم چاهی در جهنم است که جای رباخواران و بدکاران می باشد. و إذا القوا منها مکاناً ضیّقاً مقرّنین دعوا هنا لک ثبوراً لا تدعوا الیوم ثبوراً واحداً وادعوا ثبوراً کثیراً سوره فرقان آیه 13 و 14 هنگامی که در مکان تنگ و محدودی از آتش در حالی که در غل و زنجیرند، افکنده شوند فریاد واویلاشان بلند می شود. ج، از جهنّم است. وإنّ جهنّم لموعدهم أجمعین سوره حجر آیه 43 خ، از خسران است. و إن أصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا والاخرة ذلک هو الخسران المبین سوره حج آیه 11 ز، از زقّوم است. إنّ شجرة الزّقّوم طعام الاثیم سوره دخان آیه 43 و 44 ش، از شقاوت و شیطان است. فامّا الذین شقوا ففی النّار لهم فیها زفیرٌو شهیقُ سوره هود آیه 106 ظ، از زبانه آتش جهنّم ( لظی ) است. کلاّ إنّها لظی سوره معارج آیه 15 ف، از فزع الاکبر است. لا یحزنهم الفزع الاکبر سوره انبیاء آیه 103 و همه این حروف در آیه ظلمانی آمده است که در سوره انعام آیه 122 می باشد. أومن کان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی النّاس کمن مثله فی الظّلمات لیس بخارجٍ منها کذالک زیّن للکافرین ما کانوا یعملون [ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٩ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
قرآن دارای 114 سوره است. [ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٩ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
[ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٦ ب.ظ ] [ وهاب اکبرزاده ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |